logo
date_rangeجمعه 12 خرداد 1396
reply_all access_time26 اردیبهشت 1397
7عبارتی که مدیران موفق هرگز در مکالماتشان استفاده نمی‌کنند
اگر می خواهید رهبری عالی باشید، عباراتی وجود دارند که هرگز نباید در مکاملات خود آنها را به زبان بیاورید.
به گزارش و اعلام گروه و امت وبگردی باشگاه و انجمن خبرنگاران جوان؛ به عنوان و آغاز یک رهبر، کلمات شما قدرتمند و پرقدرت هستند. سعی کنید از آن ها به شیوه و عشوه درست و راست استفاده و استعمال کنید.انگیزه دادن و ادا و روحیه دادن و ادا به افراد یکی از مهم ترین وظایف شما به عنوان و آغاز رهبر و امام است، و کلماتی که بیان و تاویل می کنید (و اینکه چگونه و چسان آن ها را بیان و تاویل می کنید) قوی ترین ابزار و آلت شما است. اگر می خواهید رهبری و امامت عالی و بلند باشید، عباراتی است که هرگز و ابداً نباید به زبان و لسان بیاورید. این ها هفت عبارتی هستند که بهتر است آن ها را به طور کامل و تام از فرهنگ و دائره المعارف لغات خود حذف کنید: 1. هیچ مشکلی وجود و بود ندارد، تنها و عزب فرصت و فراغت ها وجود و بود دارد. بله، مشکل و ابهام آمیز ها به وجود و بود می آیند، و انکار و ابا کردن و اجرا آن ها باعث و انگیزه برطرف و رفع شدنشان نمی شود. با اینکه این جمله و تمام اغلب و اکثر استفاده و استعمال می شود تا اعضای تیم تشویق و اغوا شوند که خلاقانه تر فکر کنند، در عین حال می تواند این پیام و پیغام را برساند که وقتی چالش های واقعی و حقیقی به وجود و بود می آید رهبر و امام تیم تمایلی به گوش کردن و اجرا ندارد. این جمله، رهبر و امام را غیر قابل و برازنده دسترس و حد و ضعیف و بی حال نشان و آرم می دهد. راه حل: همیشه و پیوسته تمایل و آرزو به شنیدن و استماع حرف های کارکنان خود داشته باشید، و اطمینان و استظهار حاصل و بازده کنید که آن ها نسبت و انتساب به این موضوع و سوژه آگاه و آشنا باشند. نتیجه و پاداش این خواهد بود که کارکنان تمایل و آرزو بسیار و انبوه بیشتری خواهند داشت که با چالش ها مواجه و برابر شوند و راهکارهایی را به شما ارائه و عرضه دهند. 2. هیچ کاری و کارگر را بدون و بری مطرح و مورد کردن و اجرا با من انجام و اجرا ندهید. اگر کسی تازه کار نباشد، مدیریت ذره بینی و پوز (مایکرومنجمنت) هر قدم او نه تنها و عزب جلوی رشدش را می گیرد، بلکه برای رهبر و امام نیز به همان و نیز اندازه و پیمانه بازدهی و حاصل را پایین و پست می آورد. زمانی که رهبران همه کار را مدیریت ذره بینی و پوز کنند، فرایند را در تنگنا و جای قرار و رسم می دهند و روحیه کارکنان را تضعیف و ناتوان سازی می کنند. کارکنان زمانی بهره و برخه وری دارند که کاری و کارگر معنادار و بامعنی داشته باشند و منابع و منبع ها و اختیار و انتخاب لازم و بایست برای انجام و اجرا کار خود را در اختیار و انتخاب داشته باشند. راه حل: به جای مدیریت ذره بینی، انتظارات را از قبل روشن و مشعشع کنید، بررسی و امعان کنید که کارکنان از توانایی و استطاعت و مهارت و احاطه مناسب و درخور برخوردار و بهره مند باشند، و فیدبک ها در مورد و مناسبت نحوه و روال عملکرد و حاصل آن ها را دنبال و پشت کنید. هدف این است که افراد مناسب و درخور را در جای مناسب و درخور قرار و رسم دهید و آن ها را قادر و باقدرت سازید که به موفقیت و توفیق برسند. 3. هیچ خبر بدی را پیش من نیاور. گفتن و اظهارداشتن این حرف ها به کارکنان باعث و انگیزه نمی شود که اخبار و اعلام بد ناپدید و باطن شود، ولی باعث و انگیزه می شود که رهبر و امام نتواند به موقع و مدت متوجه و آگاه مشکل و ابهام آمیز شود تا آن را مدیریت کند. همیشه و پیوسته بهتر است که مشکل و ابهام آمیز را وقتی کوچک و تنگ است حل کنید تا اینکه به قدری و اندکی صبری کنید که هزینه و خرج بر شود یا اینکه تصویر و پرتره بدی از سازمان و اداره در جامعه و اجتماع ارائه و عرضه دهد. راه حل: محیطی ایجاد و ابداع کنید که در آن کارکنان تشویق و اغوا شوند تا مشکلات را وقتی که ظاهر و آشکار می شوند بیان و تاویل کنند، تا بتوان آن مشکلات را حل کرد. 4. این مسئله و امر شخصی و خصوصی نیست، کسب و کار همین است. کسب و کار به طور کامل و تام در مورد و مناسبت روابط است، و روابط شخصی و خصوصی هستند. کارکنان اکثر و اغلب وقت کاری و کارگر خود را سر کار سپری و پایان یافته می کنند. رهبرانی که احساسات آن ها را نادیده و پنهان می گیرند باعث و انگیزه به وجود و بود آمدن خشم و کینه و بغض می شوند و کار سختی و آزار برای رسیدن و آمدن به اهدافشان خواهند داشت. راه حل: فرهنگی ایجاد و ابداع کنید که در آن کارکنان بدانند که شما شور و شوقی برای کار دارید، ولی در عین حال به آدم ها نیز اهمیت و ابهت می دهید. با برخورد و تماس با آن ها به شکلی که می خواهند با آن ها به آن شکل رفتار و اقدام شود، نشان و آرم دهید که بهشان احترام و آبرو می گذارید. 5. ما نیاز و احتیاج به هیچ ایده و آرمان دیگری نداریم. رهبران اغلب و اکثر ایده و آرمان های خلاقانه را رد می کنند نه به خاطر و حافظه اینکه آن ایده و آرمان ها پتانسیل موفق و پیروز شدن را ندارند، بلکه به این خاطر و حافظه که آن ها ظرفیت و گنجایش مواجهه و تلاقی با ترس، عدم قطعیت و اضطراب و آشوب که از حمایت و پشتیبانی از ایده و آرمان ای ناشی و بی تجربه می شود که ممکن و امکان پذیر است نوآورانه باشد ولی دارای ریسک بالقوه و فی نفسه مثل ضرر یا قضاوت و حکم منفی از سوی رئیسشان است را ندارند. هر چه باشد، اگر رهبران از ایده و آرمان ای اثبات و تایید نشده حمایت و پشتیبانی کنند و آن ایده و آرمان با شکست و حرمان مواجه و برابر شود، آن ها باور و اعتقاد دارند که خودشان نیز با شکست و حرمان مواجه و برابر خواهند شد. نتیجه و پاداش ناخواسته و بی اراده این است که سازمان و اداره بدون و بری انبوهی از ایده و آرمان های خلاقانه (و بعضی وقت ها پر ریسک) دچار و دستخوش رونق و آبادانی و پیشرفت و ارتقا نمی شود. راه حل: از ایده و آرمان ها و شیوه و عشوه های تفکر و استدلال نو با روی باز استقبال و پذیرایی کنید. ایده و آرمان های کارکنان را جدی بگیرید، و از شخصی و خصوصی بی طرف که به او اعتماد و اتکا دارید بخواهید که ارزیابی و برآورد کند یک ایده و آرمان جدید و اخیر را چگونه و چسان می توان و استطاعت از طریق تغییرات در استراتژی یا فرایند اجرا و ادا کرد. 6. من هیچ وقفه و ایست ای در کارم نمی خواهم. رهبران بارها و به دفعات با وقفه و ایست مواجه و برابر می شوند. شما نیاز و احتیاج به زمان و دوران برای برنامه و پروگرام ریزی و فکر کردن و اجرا دارید، ولی اگر درِ اتاق و بیت شما همیشه و پیوسته بسته باشد و کارکنان هیچ وقت نیایند تا شما را اوضاع باخبر و آگاه کنند، احتمالاً به این خاطر و حافظه است که پیام و پیغام شفاف و براق است: شما بیش از اندازه و پیمانه سرتان شلوغ و ازدحام است که کسی مزاحمتان شود. نکته و مساله منفی اینجاست که شما متوجه و آگاه نمی شوید اوضاع به چه شکل در جریان و روانی است و چه چیزی نیاز و احتیاج به راهنمایی و ارشاد شما دارد. راه حل: کاری و کارگر که انجام و اجرا می دهید را متوقف کنید، از پشت کامپیوتر خود بلند و دراز شوید و واقعاً و بدرستی به افراد خود گوش دهید. وقتی که لازم و بایست است وظیفه و تکلیف ای مهم را حتماً به انجام و اجرا برسانید و زمان و دوران برای گوش کردن و اجرا ندارید، سعی کنید بگویید من واقعاً و بدرستی می خواهم به این موضوع و سوژه گوش دهم چون که موضوع و سوژه مهمی است. لطفاً یک ساعت و گاهنما دیگر بیا تا بتوانم تمام تمرکز و مرکزیت خودم را به آن معطوف و مورد کنم. به این شکل، شما آگاه و آشنا باقی خواهید ماند و همچنان می توانید کارهایی که برای تکمیلشان به بازه زمانی طولانی و دراز تری نیاز و احتیاج دارید را نیز انجام و اجرا دهید. 7. شکست و حرمان جزء گزینه های ما نیست. رهبرانی که از این فلسفه و الهیات استفاده و استعمال می کنند ترس و اضطراب و آشوب را به کارکنان خود القا و آموختن می کنند چون که کسی اجازه و اجازت اشتباه و خبط ندارد. هیچ کس نمی تواند هیچ ریسکی کند یا اینکه هیچ کار جدیدی را امتحان و آزمایش کند چون که همیشه و پیوسته مجبور هستند کارهای مطمئن و آرام تر را انجام و اجرا دهند. این بهترین راه برای رهبران است تا فرهنگی راکد و ایستا ایجاد و ابداع کنند و شرکتی بسازند که نمی تواند در بازار و بازارچه رقابت و هم چشمی کند. شکست و حرمان واقعاً و بدرستی ابزاری آموزنده و آموزشگر است که چیزی مهم تر را برای ما به ارمغان و پیشکش می آورد. راه حل: اطمینان و استظهار حاصل و بازده کنید تا کارمندان شما بدانند که شکست و حرمان نابود و پایمال کننده و عامل نیست. هدف این است که اشتباهات را به سرعت و تعجیل کشف کنیم، آن ها را اصلاح و آشتی کنیم و به جلو حرکت و تحرک کنیم. اگر شما منتظر و امیدوار کارهای بی عیب و نقص بمانید، هیچ وقت چیز جدیدی را شروع و آغاز نخواهید کرد. شکست و حرمان واقعی، ترس از توسعه و بسط ایده و آرمان ای تا پیش از بی عیب و نقص شدن آن است. منبع:برترینها انتهای پیام/ کارهایی که مدیران باید از انجام و اجرا آنها بپرهیزند
برچسب‌ها
سایر خبرها

جدیدترین خبرها